۱۳۹۰ مرداد ۲, یکشنبه

نگاهی به روند تاریخی مخالفت وبلاگ پهره به فعالان و وبلاگ نویسان بلوچ





کسانیکه وبلاگ پهره را از دیر زمان دنبال می کردند آنچه من بیان می کنم به آن صحه خواهند گذاشت و آغاز مخالفت وبلاگ پهره از امروز شروع نشده بلکه یک روند و پروسه نسبتا دراز دارد و به چهره های مختلف فعالان بلوچ که بعضی از آنها را من اسم می برم اشاره خواهد شد
.

1-    مخالفت با وبسایت رایو بلوچی  www.radiobalochi.org/   
رادیو بلوچی با مدیرت مسعود افغانی یکی از رایوهای بلوچی بوده در رابطه با اخبار و فعالیتهای فرهنگی کار او دور از چشم نیست مخالفت خسرو ملازهی با این رادیو  که کاری به جز خدمت و پخش اخبار بلوچستان نداشت در سکوت بقیه فعالان بلوچ و وبلاگها صورت گرفت و این کار را بقیه بخوصمت شخصی خسرو ملازهی و مسعود افغانی بحساب آوردند اما این اشتباهی بوده که شاید بعد از یک پروسه ما متوجه می شویم.
2-    مخالفت با وبسایت www.balochetawaar.com/ و شخص ناصر محتشمی
ناصر محتشمی یکی از فعالان و مترجمان و نویسندگان بلوچ است که وقت خود را صرف مسائل بلوچ بلوچستان کرده است وی مدیر و مسئول بلوچ توار است و با راه اندختن رادیو بلوچستان که رادیوی ماهواره ای که  از هاتبرد پخش می شود و در یوتوب هم م.جود می باشد.http://www.balochetawaar.com/modules/videotube/index.php?vid=147
این مخالفت را با وجودیکه ما دیدیم اما سر خود را پایین انداختیم و آنرا دوباره بین شخص خسرو ملازهی و ناصر محتشمی گذاشتم و سکوت را بر لب نهادیم. و فکر نکردیم چرا به فعالان بلوچ یکی و یکی حمله می شود مورد تمسخر قرار می گیرند.
3-    مخالفت با بلوچ پرس http://balochi.info/
مخالفت با بلوچ پرس که جناب میربلوچزهی آنرا انتشار می دهد باز هم بخشی از همین روند هست که قابل توجه می باشد. میر بلوچزهی یکی از فعالان مدنی بلوچ است و گرداننده بلوچ پرس می باشد که مقلات زیادی در رابطه با مسائل بلوچستان و مسائل سیاسی نبشته است اگر کسانی مسائل اخیر پهره را دنبال می کردند متوجه این مسئله می شدند.
4-    مخالفت با وبلاگ تفتان http://taftana.blogspot.com/
مخالفت با وبلاگ تفتان و دلاور مدتها هم ادامه داشت و حتی تفتان تهدیهای را هم به وبلاگ پهره انجام داده بود.
5-    مخالفت با پیام امید و یا نور محمد مسئول http://balochunitedfront.org/
پیام امید یکی از نویسندگان و تحلیل گران بلوچ است که مقلات زیادی را نبشته است و اکثر مقالات او هم از سایت پهره منتشر شده و مخالفت خسرو با پیام امید تا آنجا پیش رفت که خسرو یک وبلاگی بنام http://balochunitedfront.blogfa.com/ درست کرد و این وبلاگ ظاهرا پاک شده. هدف از تاسیس این وبلاگ وارد کردن فشار به پیام امید بود که وبسایت جبهه متحد بلوچستان جمهوری خواهان را اداره می کند افرادی که در جبهه هستنند کاملا به این مسئله واقف هستنند. باز این مسئله کاملا در سکوت صورت گرفت.
6-    حالا نوبت رسیده به حزب مردم بلوچستان و سایت اوستمان www.ostomaan.org/که وبسایت پهره اخیرا حملات خود را به این سایت و مسئولین  آن متمرکز کرده است که چندان لازم به توضیح نیست چون  این موضوع سرگرمی پهره شده است. چرا وبلاگ پهره حملات خود را روی کسانی گذاشته که بروز دهنده وبلاگ و یا وبسایت هستنند؟ جواب را به خوانندگان می گذارم.البته این فقط بخشی از حملات پهره به فعالان و مسئولین و وبسایتهای مختلف بلوچی است و این موضوع سر دراز دارد که اگر همه آنرا به روی کاغذ بیاوریم مثنوی هفتاد من شود.

زمانی جوانان با همکاری جمهوری اسلامی و ملایان علیه خوانین بلوچ که مسلح و مخالف جمهوری اسلامی بودند شوریدند و آنها را از بلوچستان بیرون کردند و به پاکستان فرستادند و بعد جمهدری اسلامی دید که حالا یک دشمن کم شده و شروع  به قلع و قم کردن جوانان با کمک ملایان کرد و جوانان را هرچی اعدام کردند و هر چی زندان و هر چی جایی که خوانین رفته بودند یعنی پاکستان فرستادند و بعد جمهوری اسلامی دید الان دوتا دشمن از کم شده و یکی فقط مانده و آنهم ملایان و بعد شروع کرد به قلع و قم ملایان و اما دیگر کسی باقی نمانده بود که از ملایان دفاع بکند. خان از جوان دفاع نمی کرد که جوان در آواره کردن او مقصر بود و خان و جوان هم از ملا دفاع نمی کردند در اعدام و کشتار جوانان ملایان دست داشتنند و به این شکلی بود جمهوری اسلامی یکی یکی را ضربه زد. پهره ظاهر هم یکی یکی می خواهد ضربه بزند و ما سکوت می کنیم و حالا رسیده نبوبت خود ما و کسی نیست از ما دفاع بکند و ما از این داستانهای واقعی و عبرت انگیز باید عبرت بگیریم و ما اگر از همان روز اول از ناصر محتشمی و مسعود افغانی و دیگران دفاع می کردیم نوبت ما هم نمی رسید.
ناکو استمان



آقای خسرو ملازهی به شما اجازه توهین و تهمت به دختران سر زمین خود نخواهیم داد



جناب خسرو ملازهی مدیر وبلاگ  پهره و چندین وبلاگ دیگر

مدتی است مرتب  حمله به دختران مظلوم بلوچ را در دست گرفته اید و با انواع تهمت و توهین آنها را مورد حملات ناجوانمردانه قرار داده اید شما اگر مشکلی با احزاب  سیاسی  در بیرون از مرزهای ایران دارید و نتوانسته با آنها همراه و همگام شوی و یا ا ینکه نتوانسته اید پولی و دلاری بنام بلوچ به جیب بزنی  و هر لحظه به  مرد هزار چهره تعقیر شکل میدهید  ناتوانی و ضعف خود را نشان و آشکار مینمایید این به ما و دختران مظلوم ما چه ارتباطی دارد این دختران با تمام وجود خود کار میکنند

و نه از شما و نه از احزاب کمکی و پاداشی در مقابل کارشان دریافت کرده اند .شما با تهمت و بی هویت نشان دادن آنها به مردم از هیچ کوششی دریغ نکردید  آقای خسرو جامعه امروز را با سه ده گذشته مقایسه نکن امروز دختران ما بهتر از مردان برای بلوچ و بلوچستان زحمت میکشند چیزی که ما از نزدیک شاهد و ناظریم زهره بلوچ تنها دختری است که بطور آشکار در جامعه حضور پر رنگی دارد و با خطرات فراوانی خودش راروبرو میکند زهره در جوآبیه شما ذکر کردند واقعا با نسبتهای بی جا شما در مورد زهره کل مطالب شما کذب محض است آنچه را ما میبینیم  و آنچه شما مینویسید بیسار تفاوت دارد شاید شما تصور کنید با این کارهای زشت و ناجوانمردانه روحیه مبارزاتی دختران ما را تضعیف میکنید اما زهی خیال باطل آنها محبوب تر میشوند  و شما خودتان را دارید تخریب میکنید آقای ملازهی اختلاف شما با احزاب و حزب مردم بر سر پول و یا دلار یا هر چه هست به خود شما ربط و ارتباط دارد و ما در مورد شما و احزاب کاری نداریم اما به شما اجازه توهین و تهمت به دختران سر زمین خود نخواهیم داد آقای خسرو این را بدان اشخاص و افراد که دارای شخصیت و منزلت هستند  بارها خواستند به زهره بلوچ کمک کنند اما  همیشه زهره  درخواست  آنها را محترمانه  رد کرده زهره آدم تهی دستی است  ولی  کار میکند و در آمد خود را برای پیش بردن اهدافی بزرگی که در سر دارد خرج میکند من فقط میتوانم به شما خسرو ملازهی بگویم برایت متاسفم و بس |

بزرگ زاده از بلوچستان 

دختران بلوچ که دنبال حقوق خود باشند برای روشن فکران ما هم غیر قابل تحمل میشوند



جناب خسرو ملازهی عزیز 
شما به ناحق به من و خواهرم حمله میکنید و هر انگی دلتان بخواهد به ما روا میداری ما خودمان را میشناسیم و شما هر بار به ما بر چسب میزنید و برایمان روشن است همانگونه که قضاوت شما در مورد ما نادرست است کل حرفهای شما عین قضاوت شما در مورد ماست چون بیشتر عزیزان بلوچ ما را میشناسند که ما دخترانی  فقیر از درون بلوچستان هستیم
و وابسته به هیچ سازمان و حزب و گروه خاصی نیستیم  قبلا شاید مطالبی  که مینوشتی ما را دچار شک و تردید میکرد اما این شک به یقین تبدیل شد که شما بی خبر از همه مسائل روز هستی و آنچه مینویسی بدست خودت نیست شاید با فشار و یا تحمیل دست به چنین کارهای ناپسند میزنی 

برایت آرزوی سلامتی و بهبودی داریم 
زهره بلوچ 
مطلب زیر نوشته خسرو عزیز است 
وای بر ملتی که نماینده اش,رحیم,محمد و صمد باشند
 چیست این افسانه هستی، خدایا چیست این

پس چرا آگاهی از این قصه ما را نیست، نیست؟

کس نمیداند کدامین روز می آید

کس نمیداند کدامین روز می میرد...
چه بر سـر ما آمـده و به کـجا میرود این قوم تیپاخوردهء رنجـور؟
وای که نماینده ملتی همایون,زهره و مریم باشند
وای که سیاستمدار بلوچ دخترهای بی هویت لاشاری باشند 
شکستن دلهایی که عاشق بودند و کشته شدن تن هایی که تنها نبودند را ندیدیم و گذر کریدم! ما از این همه بلاهایی که بر سرمان آمده درس و عبرت نمیگیریم! در واقع با تجربه ها زندگی نمی کنیم!
مهناز بمپوری
خسرو ملازهی نه مهناز بمپوری 

به یاد مـاشـاءالله بــامـری موسیقیدان بلوچ که امروز به خاک سپرده شد



امـــروز پیکر مـاشـاءالله بــامـری یکی از نوازندگان و خواننده های سرشناس و صاحب سبک و نامدار بلوچ در قطعه هنرمندان گورستان شهرستان زادگاهش ایرانشهر، که شهر دلگان قبلاً جزوی از آن بود، به خاك سپرده شد

. بامری که بعد از چندین ماه جدال با سرطان روده، دیروز در سن ۶۰ سالگی دار فانی را وداع کرد، نه تنها یکی از پیشکسوتان و مقام دان های خلاق موسیقی بلوچی بود بلکه جزوء مفاخر هنری استان سیستان و بلوچستان و ایران شناخته می شود. نگارنده حدود چهل سال پیش در عنفوان نوجوانی، با صدای گرم و سبک دوست داشتنی و مردمی مـاشـاءالله بــامـری آشنا شدم. ترانه قدیمی و بسیار زیبای وی بنام "لاشار کوءرا سالونک ِ سیئرین" (جشن و سرور عروسی داماد در کنار رودخانه لاشار) بعنوان یک قطعه بیادماندنی موسیقی فولکلور بلوچی در تاریخ موسیقی و هنر بلوچستان ثبت شده است. حدود چهل سال پیش مـاشـاءالله بــامـری در شعر و موسیقی خود همواره از شادی و شعف دادمادهایی سخن می گفت که بعد از مراسم کئورگان (آراستن داماد) در کنار رودخانه های بلوچستان با دُهل و سُرنای شاد بسوی خانه عروس بدرقه می شدند. داماد های شادی که بدون حیرت و تعجب به وفور یافت می شدند. آخرین اثری که من از مـاشـاءالله بــامـری دیدم، همکاری اخیر وی با گروه رستاک بود که ویدئوی زیبای آن در یوتیوب موجود است (۱). اما این بار بجای شور و شعف قدیمی در مورد وفور دادمادهای شاد، در ترانه ای بنام مروچان (این روزها) وی به سبک همان موسقیی شاد همیشگی خود، اکنون (این روزها) از حیرت و درماندگی خود برای یافتن "آنگونه دادمادها"، حکایت از گزر نامناسب زمان و حقیقت تلخ مکان دارد. در نتیجه تعجب آور نیست اگر گروه با ارزش رستاک برای راهنمایی در مورد موسیقی بلوچی به سراغ مـاشـاءالله بــامـری رفتند.





مـاشـاءالله بــامـری همانند بسیاری از مشاهیر و پژوهشگران موسیقی فولکلور بلوچی نظیر ملاکمال حان هوت، جـاروک و استاد دینارزهی ریشه در فرهنگ غنی بلوچی داشت. بامری علاوه بر ایران بهمراه گروه خود به نام "آوای دل" در کشورهای مختلف جهان از جمله آلمان، هلند، ترکیه، فرانسه، بلژیک، ونزوئلا، عمان و امارات کنسرت برگزار کرده بود و هنر موسیقی بلوچی را به عرصه نمایش گذاشته بود. اگرچه وی در بسیاری از جشنواره های ملی و بین المللی مورد تقدیر و ستایش قرار گرفته بود، اما جایگاه به اصطلاح "خاکی" و مردمی بودن و شیوه ساده زیستن وی در طی قریب به نیم قرن فعالیت هنری او را در اذهان مردم بلوچ و بقیه هموطنان برای همیشه ماندگار کرده است. بیاد دارم در اوایل دهه پنجاه شمسی ماشاءالله افتخار ما در کنسرت های موسیقی اردوگاه تابستانی نوجوانان در رامسر بود و بسیاری از ما نوجوانان شرکت کننده در اردوگاه رامسر به او افتخار می کردیم. آخرین اجرای مـاشـاءالله بــامـری در تالار بتهـوون خانه هنرمندان تهران برگزار شد. اگرچه ادره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان مدعی است بخشی از هزینه عمل جراحی و مداوای مـاشـاءالله بــامـری را تقبل کرده، اما بر طبق گزارش مندرجه در خبرگزاری کار ایران (ایلنا) به تارخ امروز اول مرداد (۲) وزارت ارشاد از هنرمندان بومي استفاده‌ي ابزاري مي‌كند ـ و بامری از این امر مستثنی نبود. خبرگزاری کار ایران (ایلنا) بنقل از محمدرضا درويشي(هنرمند و پژوهشگر) در مرگ اين هنرمند بومي می گوید: هيچ‌كس در اين كشور به ماشاءالله بامري كمك نكرد. اين هنرمند خاطرنشان كرد: هزينه‌ي بيمارستان ماشاالله بامري سه ميليون تومان بود كه با كمك فواد توحيدي و دو نفر از دوستان وي تامين شد تا جسم بامري از بيمارستان مرخص شود (۲). وی اضافه می کند: صندوق حمايت از هنرمندان به كدام فرهنگ اين مملكت كمك كرده است كه بزرگان موسيقي محلي‌اش براي هزينه‌هاي ناچيز جان خود را به راحتي از دست مي‌دهند؟ بر طبق گزارش ایلنا مـاشـاءالله بــامـری حتي هزينه‌ي شيمي‌درمان خودش را نداشت و اگر مي‌توانست اين هزينه‌ها را بپردازد حداقل تا يك سال ديگر می ماند (۲). روانــش شاد و یادش گرامی بــاد!


عـبـدالـسـتـار دوشــوکـی
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن
شنبه اول مرداد ۱۳۹۰


۱۳۹۰ مرداد ۱, شنبه

عامل اعدام های سیستان و بلوچستان، مانع رسیدگی مجلس به شکایات



میهن ـ رضا رایان: در حالی که در مجلس ششم کمیسیون اصل ۹۰ یکی از مراجع رسیدگی به شکایات خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی بود اما حالا ریاست محمد ابراهیم نکونام بر این کمیسیون باعث شده که این کمیسیون

به جای رسیدگی به این نوع شکایت، خود به عامل فشاری بر معترضان به حکومت از جمله بازداشت شدگان پس از انتخابات و خانواده های آنان تبدیل شود . نکونام  که دادستان پرونده تعطیلی روزنامه های خرداد و سلام و دادگاهی شدن عبد الله نوری و موسوی خویینی ها بوده است، بعد ها  برای ایجاد رعب و وحشت در سیستان و بلوچستان  به عنوان رییس شورای ویژه قضایی شرق کشور و رییس کل دادگستری استان سیستان و بلوچستان  به این  استان اعزام شد و  دستور اعدام های سریع و متوالی را صادر کرد . وی هم اکنون نیز به جای رسیدگی به شکایات زندانیان سیاسی و خانواده های آنها، در حال تهدید و ارعاب منتقدان و متهم کردن آنها به فتنه انگیزی است.



علل گرایش جوانان و نوجوانان به سوء مصرف مواد اعتیاد آور





تا به حال به این مسئله فکر کردین که چطور یک نفر به مواد مخدر معتاد میشه؟ آیا به نتیجه خاصی هم رسیدین یا نه؟ در این جزوه علل مختلف گرایش جوانها را به مواد اعتیاد آور بررسی می کنیم.
 بسیاری از جوانها و حتی پدر و مادر ها فکر می کنن که دلیل اعتیاد فرد، اصرار دوستان بوده است. در حالی که این تنها انگیزه سوء مصرف مواد در جوانان نیست. اگر بخواهیم انگیزه های مصرف مواد مخدر جوانها را بشناسیم، فهرست بلند بالایی میشه، نگاه کنین:



کنجکاوی، کسب لذت، تسکین درد، فراموش کردن مشکلات، شوخی و خنده، هیجان طلبی یا میل به خطر کردن، احساس بزرگ شدن، پیوستن به گروهی خاص و ... این علل با وجود این که چندان مهم به نظر نمی رسند، باعث اعتیاد میلیونها انسان شده اند. بیشترین علت اعتیاد جوانان در ایران دو عامل کنجکاوی و کسب لذت است.

امروزه متخصصین، یک عامل را زمینه ساز اعتیاد نمی دانند و معتقدند عوامل مختلف دست به دست هم میدن و فرد را معتاد می کنن. این عوامل تشکیل شدن از عوامل فردی ( عوامل روانی، زیستی، و بیولوژیک)، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی، هر کدام از این سه عامل به تنهایی نیز قادرند تا موجب گرایش فرد به اعتیاد شوند.

یکی از مهمترین عوامل گرایش جوانان و نوجوانان به مصرف مواد اعتیاد آور کنجکاوی و هیجان طلبی است.

عوامل فردی
فشار های عصبی و بیماریهای روحی: کسانی که دائماً در معرض فشار های عصبی و محیطی قرار دادن، بیشتر از دیگران در معرض خطر گرایش به اعتیاد هستن. موقعیت هایی همانند کنکور، ازدست دادن نزدیکان، شکستهای عاطفی، مالی، شغلی، تحصیلی، انتخاب همسر و ... ممکن است در زندگی هر جوانی پیش آید و اگر شما راه صحیح مقابله با آنها را ندانید، امکان دارد برای دست یابی به تسکین و آرامش مقطعی، به مواد اعتیاد آور روی آورید. از آن جایی که امروزه رابطه بین بیماریهای روانی و اعتیاد به اثبات رسیده، خیلی خوب است که جوانها به جای راه حلهای مقطعی و نادست (توسل به مواد اعتیاد آور ...) به فکر یافتن راه حلهای مناسب برای رفع مشکلات خود باشند.

سن بحرانی: سنین شانزده تا بیست و چهار سال، سنین پر خطری برای جوانان محسوب میشن.

شخصیت های خاص: بعضی از افراد با خصوصیات شخصیتی خاص خودشان، بیشتر در معرض خطر اعتیاد قرار می گیرن، به طور مثال کسی که به خاطر خجالت و رو در بایستی ، توان نه گفتن به دوستش را نداره، ممکنه با هر تعارف ساده به مصرف مواد آلوده بشه. ممکنه یک نفر در نتیجه کمبود اعتماد به نفس سراغ مواد بره و یا بر عکس اعتماد به نفس بالایی داشته باشه و فکر کنه که با مصرف مواد به هیچ وجه معتاد نمی شه. حالا فردی را تصور کنید که دائما تو خودشه و با کسی حرف نمی زنه. این فرد بدنبال مصرف مواد، اخلاقش عوض میشه و فکر میکنه می تونه مشکل رفتاری خودش را تا آخر عمر با مصرف مواد بر طرف کنه. در صورتیکه اعتیاد به مرور زمان مشکلات او را چندین برابر و چند برابر خواهد کرد. جوانی که دائماً نظرش عوض میشه و در تصمیم گیری ضعیفه، در آن لحظه خاص که باید برای یک عمر زندگیش تصمیم بگیره، اشتباه می کنه و همه چیز خراب میشه.

مشکلات جسمانی: بعضی ها برای تسکین درد از مواد مخدر استفاده می کنن. در صورتی که پزشکان با بهره گیری از داروهای مسکن، میتونن طوری درد رو کنترل کنن که فرد به آن داروها وابسته نشه.

عدم آگاهی از خطرات مصرف مواد مخدر: گروهی دائماً در حال تبلیغ برای مواد مخدر هستن، برای این که یا رفتار خودشون رو توجیه کنن و یا مواد شون رو بفروش برسونن. ولی اگر جوانها از خطرات و عوارض مصرف مواد واقعاً اطلاع درستی داشته باشن، محاله که هر گونه ماده اعتیاد آوری را مصرف کنن.

نگرش مثبت به مواد مخدر: مجموع اطلاعات غلط و باورهای نادرست، موجب میشه که فرد، نگرش و دیدگاه مثبتی نسبت به مصرف مواد مخدر پیدا کنه و زشتی مصرف برایش از بین بره. اینکه ببینیم اطلاعات درست را از کجا بگیریم و از کی بشنویم، اهمیت زیادی داره.

مشاغل خاص: بعضی از مشاغل خاص که فعالیت جسمی سنگین و تغییر ساعتهای خواب و بیداری را به دنبال دارن، فرد را مستعد ابتلا به اعتیاد می کنن، کسانی که این مشاغل رو دارن، باید بیشتر مراقب خودشان باشند.

اضطراب، افسردگی شدید، پرخاشگری و رفتارهای ضد اجتماعی، زمینه ساز بروز اعتیاد هستند.

عوامل خانوادگی
ممکنه همه خانواده ها، در همه زمینه ها، کاملاً موفق نباشن. ساختار خانوادها همیشه یکسان نیست. بعضی از خانوادها، بی سرپرست و یا تک سرپرست هستن. این چنین خانواده هایی ، معمولاً با مشکلاتی مواجه می شوند. مشکلات و دشواریهای خانوادگی، در شرایط دیگری نیز پیش می آید. مثلاً وقتی که در بین افراد خانواده، فردی معتاد است، تعداد افراد خانواده زیاد هستن و یا روابط خانوادگی متشنج است. اگر چه همه این عوامل مشکل آفرین هستن، اما باید بدانی که برای هر مشکلی یک راه حل درست و منطقی وجود دارد. استفاده از مواد اعتیاد آور ، قطعاً راه حل این مشکلات نیست و بر این دشواری ها خواهد افزود.

چنانچه تو با یکی از این مشکلات مواجه هستی به چگونگی رفع آن ها فکر کن، با مشاور مدرسه یا یک بزرگتر مورد اعتماد مشورت کن. مطمئناً راه حل مناسبی برای حل مشکلات خودت پیدا می کنی.

اعتیاد راه حل مشکلات نیست. 
در خانواده های پرتنش روابط عاطفی بین اعضا کاهش می یابد و احتمال گرایش آنان به اعمال بزه کارانه و مواد اعتیاد آور بسیار بیشتر است.

اوقات فراغت و فعالیتهای جایگزین
آیا در زندگیت برنامه ریزی داری؟ اوقات بیکاری ات را چطور می گذرونی؟ اگر برای زندگیت برای اوقات کاری و اوقات بیکاری ات برنامه نداری، مواظب باش ،‌چون این خودش یک زنگ خطره.

به چیزهایی که علاقه داری فکر کن، استعدادهای خودت رابشناس و سعی کن زندگیت را با چیزهایی که تو را سرگرم می کنه و دوستشون داری، پر کنی. مثلاً عده ای از بچه هابه ورزش روی میارن، عده ای دیگر مطالعه در کتابخانه ها و فرهنگسرا ها را ترجیح میدن، بعضی از جوانان به کارهای هنری مثل تئاتر، موسیقی... می پردازن و یا به کلاسهای مختلف میرن. تو چکار می کنی؟ پرداختن به کوه نوردی، شنا، اردو و مسابقات فرهنگی،ورزشی و مطالعه.. می تونه تو را از خطر اعتیاد حفظ کنه.

خیلی خوبه که برای هر روزمان، یک برنامه مشخص داشته باشیم و آن را همان روز انجام بدهیم.

منبع: www.javanesalem.ir




2008/02/17 ماجرای رقت‌انگیز سنگسار یک دختر 14 ساله توسط پدرش به روایت روزنامه اعتماد



ناآگاهی و سوء استفاده از احکام اسلامی همه روزه موجب وقوع رویدادهای تاسف‌انگیزی می‌شود که نه تنها وجهه اسلام و مسلمانان را مخدوش می‌کند بلکه آثار زیانبار و جبران‌ناپذیری بر روح و روان انسانها می‌گذارد

. قطع دست و پا و سنگسار از جمله مجازاتهایی هستند که بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی و حقوق انسانی و بدون تحقق شرایط فقهی آن اجرا می‌شوند و چنان مشروع و موجه جلوه می‌کنند که برخی افراد بدون مراجعه به دادگاه و شرع در صدد اجرای این احکام حتی در مورد نزدیکان خود برمی‌آیند. مطلب چاپ شده و تکان‌دهنده امروز گروه حوادث روزنامه اعتماد که در زاهدان اتفاق افتاده است از جمله همین موارد است. که متاسفانه سکوت علما ، مردم و مسئولان نیز بر دردناک‌تر بودن موضوع افزوده است. پدر قسی‌القلبی دخترش را بدون اثبات هیچ گناهی و فقط به خاطر یک توهم و بدبینی بیمارگونه خود به همراه چند تن از دوستانش سنگسار کرده‌اند .

اعتماد در این‌باره نوشته است : پرونده پدري که با انگيزه ناموسي دختر خود را با همدستي مردي ديگر سنگسار کرده است در دادسراي عمومي زاهدان به جريان افتاد.به گزارش خبرنگار ما چند روز قبل زن جواني در حالي که به سر و صورت خود مي کوبيد و به شدت گريه مي کرد نزد ماموران انتظامي زاهدان مراجعه کرد و از قتل دخترش خبر داد. او گفت؛ شوهرم به نام شريف مردي بدبين و بداخلاق است که با من و دخترم بدرفتاري مي کرد و در اين ميان سميه - فرزند 14 ساله ام - بيش از همه از سوي شريف مورد آزار قرار مي گرفت تا اينکه بالاخره همسرم او را به بهانه يي از خانه خارج کرد و به محل نامعلومي برد و پس از آن ديگر نه او به منزل بازگشت و نه خبري از سميه شد.وي افزود؛ شريف به دخترم مشکوک بود و تصور مي کرد او با مردي رابطه دارد. او چندين بار سميه را تهديد به مرگ کرده بود و روز حادثه نيز به شدت خشمگين بود و تصور مي کنم بلايي سر فرزندم آورده باشد.پس از اظهارات اين زن بلافاصله ماموران تحقيقات ويژه يي را براي يافتن شريف و افشاي سرنوشت دختر نوجوان آغاز کردند. آنان با رديابي هاي گسترده توانستند پس از گذشت 24 ساعت پدر سميه را شناسايي و دستگير کنند. اين متهم که در بازجويي هاي اوليه سکوت اختيار کرده و حاضر به صحبت کردن درباره سرنوشت دخترش نبود، سرانجام در جريان بازجويي هاي فني - پليسي لب به اعتراف گشود و طي اظهارات تکان دهنده، نحوه قتل سميه را تشريح کرد. شريف گفت؛ من از چندي پيش متوجه شدم دختر 14 ساله ام رفتارهاي مشکوکي دارد. ابتدا سعي کردم با آرامش با موضوع برخورد کنم و با تحقيقاتي که انجام مي دهم بفهمم سميه چرا چنين کارهايي انجام مي دهد. او بي دليل از خانه بيرون مي رفت و وقتي ديرهنگام بازمي گشت توضيح قانع کننده يي نمي داد. بالاخره تاب نياوردم و با او دعوا کردم ولي اين کار نيز فايده نداشت چون فرزندم مرا متهم به بدبيني مي کرد و مي گفت هيچ کار خلافي انجام نداده است. پس از گذشت مدتي به تدريج به اين يقين رسيدم که سميه با مردي رابطه دارد. آبرويم را از دست رفته مي ديدم و تحمل چنين شرايطي و برگزيدن سکوت برايم مرگ آور بود. بنابراين تصميم گرفتم سميه را بکشم و خودم را از اين ننگ نجات دهم. در اين ميان بايد شيوه يي را براي کشتن دخترم انتخاب مي کردم که او به سزاي واقعي کاري که انجام داده بود برسد. بالاخره مصمم شدم وي را سنگسار کنم اما از آنجا که به تنهايي از عهده اين کار برنمي آمدم از يکي از دوستانم به نام غفور خواستم به من کمک کند و وقتي از مشکلم مطلع شد پذيرفت مرا در کشتن سميه که لکه ننگي در خانواده بود ياري دهد. غفور چند نفر ديگر را نيز با خبر کرد و محل و زمان اجراي نقشه تعيين شد.متهم به قتل گفت؛ روز حادثه دخترم را به زور از خانه خارج کردم و به سمت ارتفاعات هلور کشاندم. او در تمام طول مسير وحشت زده بود و با اينکه مي دانست عاقبت خوشي در انتظارش نخواهد بود اما مطمئن نبود که چه مجازاتي را براي وي در نظر گرفته ام. پس از آنکه به محل مورد نظر رسيديم دخترم را روي زمين انداختم و سنگسار او را شروع کرديم. سميه مرتب جيغ مي کشيد و با خواهش و التماس تلاش مي کرد جانش را نجات دهد اما من براي دست يافتن دوباره به آبرويم و داشتن زندگي شرافتمندانه چاره يي جز کشتن او نداشتم و پس از قتل فرار کردم.پس از اعترافات تکان دهنده متهم به قتل، ماموران تحقيقات خود را پي گرفتند و ضمن کشف جسد دختر 14 ساله موفق شدند غفور را نيز بازداشت کنند. با اعترافات دومين متهم، پرونده در اختيار مراجع قضايي قرار گرفت و هم اکنون با آغاز تحقيقات مقدماتي شريف و غفور در بازداشت به سر مي برند.


http://balouchtoday.blogspot.com/2008/02/14.html

۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه

جنگ سایبری رژیم و هشدار به نیروهای فعال بلوچ!



رژیم جمهوری اسلامی ایران علنا و رسماً در رسانه ھای خود اعلام کرده است که با کمک سربازان گمنام خود جنگ جدیدی را بنام جنگ سایبری و یا انترنتی را  در فضای مجازی آغاز می کند و این جنگ سایبری ظاهرا در بلوچستان زودتر از دیگر مناطق  شروع شده و از این نظر هوشیاری و بیداری و آگاهی و شناخت ما را دو چندان ضروری می کند

.در ابتدا روی کار آمدن رژيم، اسلحه ای که برای جا انداختن خود بکار گرفت ھمانا تشديد اختلاف ميان روشنفکران و خوانين و ملاھای بلوچستان بود۔ پس از به نتايج دلخواه خود دست يافتن به دامن زدن اختلافات بين قبايل و طايفه بلوچ بود که تا ھم اکنون خاکسترضررھای حاصل از اين سياست در چشمان ھمه مردم بلوچ از روشنفکر گرفته تا خوانين سابق و ملا و مولوی سابق و مردم قبايل مختلف بلوچ باقی است و خون ھای بيگناه فراوانی از مردم بلوچ به زمين ريخته شد۔ 


گذشت زمان چشمان دل بسياری از مردم و فعالين سياسی ملی و مذھبی  حق طلب را روشن کرد و تلاش نمودند تا سياستھای رژيم را برای اختلاف و دودستگی ا نداختن خنثی کنند۔
اما دشمن ملت و مردم بلوچ که به شکل دولتی که تمام سرمايه ھای ايران را برای اھداف شوم و غير انسانی در چنگال خود گرفته است ھميشه در حال يافتن شگردھای جديد برای تضعيف مبارزه ملی و سرکوب مردم آزاديخواه ميباشد۔
 اگرما هوشیاری خود را در این برهه از زمان که رژیم و سربازان گمنام او جنگ سايبری را را شروع کرده اند حفظ نکنیم بار دیگر جامعه ما دچار چند دستگی و اختلاف و به تعضیف شدن پیش خواهد رفت۔ ھم اکنون رژیم با شناخت کامل روان شناسی اجتماعی مردم بلوچ و مورد هدف قرار دادن و به چالش کشيدن  نقاط ضعف فرهنگهای قبيله ای و عشيرتی ای، که خود را ھمچنان درافراد فعال و گروهای سياسی و اجتماعی مختلف يدک ميکشند شروع کرده است.
در این جنگ رژیم از نیروهايی استفاده خواهد کرد که آشنايی به گشت و گذار دردنیای مجازی و یا سایبری و انترنت تبحر و مهارت خاصی را بدست آورده اند و دست به استخدام  این نیرو خواهد زد و در این جنگ حداکثر بھره برداری را در ايجاد اختلاف خواهد ببرد. در جنگهای طایفه ای که رژیم راه انداخت و باعث کشته شدن هزاران بلوچ شد، سپاه از یکی حمایت می کرد و اطلاعات و کمیته از گروهی دیگر و آنها را عليه هم مسلح می کردند، یادمان هست چون دیر زمانی از آن جنگها نگذ شته است. این جنگ که تازه آغاز آن است و اجيران و مزدوران آن، بر عکس دوران جنگ طایفه ای، افرادی خواننده وقلم بدست اند که ضرورتا از کار آیی و رزمندگی بیشتری برخوردارند و ديگر آن بلوچهای ساده تفنگ بدست نیستند که مستقيما با ھدف گيری گلوله ھايشان  برادران خود را می کشند و همه به راحتی آنھا را ميشناسند، لذا پیچدگی مسئله و جنگ سایبری در فضای مجازی اينترنت این ضرورت را می طلبد که حواسمان را بيش از پيش جمع کنیم.


این جنگ در شبکه های گسترده فضای مجازی و سایبری که به آن جنگ نرم می گویند جنگی که در واقع عملیات روانی برای جنگ سخت است، جنگ نرمی که در جامعه بلوچستان براحتی می تواند به جنگ سخت هم تبدیل شود۔ جنگ نرم در واقع زمینه ای است برای جنگ سخت که شرایط را از نظر روحی و روانی آماده می کند و تمام کار زار را به مدتی طولانی با طرحی بسیار زیرکانه و پیچده مھيا ميسازد. رژیم از آنجایکه با فرهنگ مردم بلوچ آشنای دارد و می داند در فرهنگ مردم بلوچ خوی  انتقام جويی وجود دارد بنابر این براحتی جنگ نرم را با ابزارها و مزدورانی که در اختیار دارد به آرامی به طرف جنگ سخت و فيزيکی سوق خواهد داد۔ اين جنگ درست همان نقشه را بازی می کند که در جنگ طایفه ای آنرا ادامه داد که هنوز ریشه های آن زنده است. اطلاعات و سپاه بلوچهايی که با هم اختلاف داشتنند به قتل می رساندند و طرف فکر می کرد پس آن طایفه که با من مخالف بوده این قتل را انجام داده و به این شکلی این جنگهای طایفه ای دامنه دار ميشد۔  اگر ما هوشیاری خود را حفظ نکنیم بدون تردید این جنگ سایبری هم به آنجا خواهد کشید. گر چه رژیم آنرا ادامه خواهد داد به شکلهای مختلف از دادشاه گرفته تا خوانین و از حزب مردم و زرمبش گرفته تا فعالين ملی- مذھبی و اختلاف انداختن و ايجاد گسیختگی در بین اقشار مختلف جامعه بلوچ.
جمهوری اسلامی ایران با توجه به داشتن ابزار کامل و توانائی مالی و نيروی انسانی در اختيار خود، به آسانی می تواند در مقابل من بلوچ که دارای امکانات ابزاری و انسانی محدودی هستم در اين جنگ سایبری و مجازی اينترنتی به شيوه ھای گوناگون بر من غلبه کند. شیوه هایی که معولا به کار می برد این هست که دست به دروغ پراکنی و تھمت و افتراء و در يک کلمه ترور شخصيتی و نھايتا ترور  افراد می زند و آنها را از نظر روحی و روانی تحت فشار می گزارد و تهدیدهای مختلف را به کار می بندد و تبلیغات دروغین را شروع می کند۔ دست به فیلتر کردن وبلاگ و وبسایت ھای مخالفان و آزاد اندیشان می زند ودر مقابل دست به ایجاد ويا تحت کنترل در آوردن وبسايتھا ووبلاگهای خودی و گسترش دادن آنھا در درون ايران و بيرون از ايران می کند۔ حتی با سرمايه گذاری واختصاص دادن وبلاگی با یک هدف مشخص بر علیه فرد و یا گروه خاصی چه سیاسی و چه مذهبی اقدام می کند تا از این طریق به هدف مورد نظر خود دست یابد. دست به گسترش تبلیغات و ھياھوی دروغين و به اصطلاح افشاگری ومسموم کردن جو سیاسی می زند تا از اين طريق باعث تضعيف رشد و ھمچنين همگرایی و همراهی و اتحاد نیروهای بلوچ گردد۔ شدت عمل فعاليت و حملات اين سربازان گمنام و امام زمانی ھر زمان که احساس کنند که نيروھا و فعالين سياسی بلوچ قدری دارند بھم نزديکتر ميشوند اوج ميگيرد و هر شیوه ممکن را بکار می بندند تا در اين راه از طريق تشويش اذھان عمومی و ايجاد يأس و نا اميدی در ميان فعالين  این عمل صورت نگیرد و ايجاد وقفه گردد۔




 هر زمانی همچنین حرکتی را در رابطه با اتحاد نیروهای فعال بلوچ حس کنند کارزار وحملات خود را  با استفاده از وبلاگها ی آماده خود و يا افراد شناخته شده و يا ناشناس تحت عنوان زن و مرد موافق و مخالف به شکلهای بسیار زیرکانه آغآز ميکنند تا به آن هدف تعیین شده از لحاظ استراتژی دست یابند. در بسیاری از موارد افراد رژیم خود را در مرحله اول مخالف رژیم قلمداد می کنند و خود را در فضای مجازی و سایبری بعنوان مخالف جا می اندازند و همه فکر می کنند که این آقا و یا خانم صدردصد مخالف این نظام هست و بفکر گرفتن حق و حقوق و گسترش فرهنگ مردم بلوچ هست و اما بعد از این مرحله به اصطلاح دوران اعتماد سازی، کار خود را زیرکانه شروع می کنند۔ و یا با هدف شناسايی و نفوذ در بین مخالفان این جو اعتماد سازی را ادامه ميدھند تا به موقع سم مھلک و زھرآگين خود را به پاشند۔  اينجاست که ضرورت ھوشياری و احتياط (البته نه تا حد بيماری ) دو چندان ميشود۔
جمهوری اسلامی ایران مدتها در جنگ سایبری ناتوان بوده اما اخیرا با گسترش تکنیکها و تا کتیکها بر بخشی از این جنگ از جمله با بدست آوردن فن پارازیت انداختن روی شبکه های ماهواره ای تلويزيونی و راديوئی و يا اختلال در اينترنت فايق آيد۔ هر زمان بخواهد ان شبکه را قطع می کند و با گسترش فیلترینگ و يا زندانی طولانی مدت و حتی اعدام وبلاگ نویسان ترس و رعب و وحشت را هم گسترش داده است که همه این سیاستها بخشی از جنگی هستنند که روز بروز ابزار آن در حال تغيیر و تحول اند۔  لذا شناخت ابزارهای مختلفی که در زمينه های مختلف رژیم وارد میدان می کند امر بسیار مهمی برای جنبش ملی بلوچستان می باشند که اگر ما غافل از آن باشیم حتما ضرر آن برای پيشبرد جنبش حقطلبانه ما جبران ناپذیر خواهد بود.


با توجه به مشکلات بافت اجتماعی جامعه بلوچستان و روانشناختی خاص آن که ریشه در فرهنگ و سنتھا دارد، کار رژیم در بر هم زدن معادلات جامعه با امکاناتی که دارد بسيآر آسان شده است. چون دشمن همیشه برای شکست دشمن خود دست به ابتکارات و راهکارهای جدیدی می زند و بر اساس تجربیاتی که بدست می آورد آنها را مورد استفاده و یا به مرحله اجرا می گذارد.موفقیت نیروهای فعال بلوچ در سطح جامعه جهانی و افشا کردن رژیم در مراحل مختلف و خنثی کردن نقشه های آن که برای بدنام کردن مردم بلوچ طراحی کرده یکی از عواملی هست که رژیم جنگ سایبری خود را برعليه فعالان بلوچ گسترش دهد.از طرفی دیگر افشای آخوندهای مکار و اسلام دروغین از طرف جامعه اهل سنت بلوچستان در جهان اسلام که آبروی این نظام را برده یکی ديگراز عوامل مھم و بسيار حساسی است که این رژیم را به شکلهای مختلف واداشته است که با استفاده ازھمه امکاناتش، حساسیاتهای خود را نسبت به بلوچستان تشديد کند و با سرمایه گذاریهای مختلفی در خراب کردن فضای سازنده جوانان روشنفکر ونیروهای فعال بھره گیرد۔






از جمله فعاليتھا و جنگ سايبری اخير رژيم عليه فعالان سياسی بلوچ علاوه بر سربازان گمنان و امام زمانی اش ميتوان از بھره برداری رژيم ازگرداننگان وبلاگ پھره۲۰۱۱ نام برد که برای ايجاد اغتشاش ذھنی و جنگ روانی در ميان فعالان سياسی ملی –دموکرات و ھمچنين ملی- مذھبی اقدام به تأسيس وبلاگی ويژه بنام پھره ويکليکس( برگرفته از ويکيليس معروف که افشاگری بين المللی معروف سال۲۰۱۰ را انجام داد)  http://pahrawikileaks.blogsky.com/  برعليه حزب مردم بلوچستان و افراد فعال آن کرده اند۔ که البته اين خود ميتواند نشانگر وحشت رژيم از مبارزات سياسی و اجتماعی ملت بلوچ بطور کلی و چگونگی فعاليتھای سياسی و مسالمت آميز حزب مردم بلوچستان در سطح بين المللی و ھمچنين روی آوری جوانان بلوچ به مبارزات مسالمت آميز باشد۔
اين دوستان يعنی  گردانندگان وبلاگ پھره آقايان "خسرو ملازھی و کريم بلوچ-تھل" مفيدتر خواھند بود اگربجای صرف انرژی خود عليه احزاب سياسی  بلوچ و بد وبيراه گفتن به فعالان حزب مردم بلوچستان، انرژی خود را صرف گسترش و رشد ھر چه بيشتر نھادينه شدن فضايی که افکار و عقايد سياسی مختلف در آن امکان رشد يابد بنمايند۔
گوهرام بلوچ جولای 2011

۱۳۹۰ تیر ۳۰, پنجشنبه

جهت خاتمه دادن به نسل کشی دربلوچستان، بسیج شویم!



رژیم آخوندها که درپیشبرد اهداف شومش دربلوچستان ناکام شده بود، به مزدوران زابلی اش، باند جنایتکاروفاشیستی دهمرده ـ شهریاری متوسل گشت تا با اقداماتی مشترک وهماهنگ علیه ملت بلوچ،پایه های شوم نظام خویش رادرمنطقه استحکام بخشند.

جوانان بلوچ سرمایه های ملی بلوچستان هستند واین دشمنان قسم خورده بلوچ وبلوچستان، وحشیانه به جان جوانان ونوجوانان ما افتاده وهرفردی راکه اراده کنند، دستگیر، شکنجه واعدام میکنند. هرکسی را که بخواهند مورد ضرب وشتم قرارمیدهند وبه هرخانه ای وارد میشوند و....

نتیجه عملی شدن چنین سیاست نکبت باری درمنطقه، دهها هزار اعدامی، زندانی وآوارگی برای نسل آینده بلوچستان بوده است. رژیم تهران ومزدوران زابلی اش، آگاهانه به نسل کشی دربلوچستان روی آورده اند تا درآینده راحت بتوانند، اهداف ضد ملی خویش را دربلوچستان به پیش ببرند ومانعی برسر راهشان موجود نباشد

.نیروی عظیمی ازنسل جوان بلوچ که توسط خون آشامان جمهوری اسلامی ایران، به شهادت رسیده ویادرسیاهچالها محبوس گشته اند، هم اینک میبایست درمدارس ودانشگاهها به فراگیری علم ودانش مشغول میبودند وخود را جهت خدمت رسانی به سرزمین مادری خویش بلوچستان، آماده میساختند.

رژیم حاکم برایران که برپایه شیعیسم افراطی استوارگشته است، آرزوهای ناگواری برای مردم بلوچ

درسرمی پروراند وبا توسل به چنین نگرشی میباشد که نسل کشی ملت بلوچ را دردستورکارقرارداده است

بنابراین، وظیفه ملی تمامی احزاب و سازمانهای سیاسی بلوچی، شخصیتهای ملی وفعالین حقوق بشری بلوچ است که به این امرتوجه بیشتری مبذول داشته وکلیه توان وامکانات

خویش را بکارگیرند تا قدرتهای بین المللی وبخصوص سازمان ملل متحد را واداربه

مداخله دراموربلوچستان نمایند.

امیربلوچ




بلوچستان در یک نگاه





بلوچستان  از همان روزهای اول انقلاب 1357 مخالفت خود را با این نظام و با این ساختار اعلام کرد، و مردم بلوچ به قانون اساسی جمهوری اسلامی که ناقض آشکار حقوق آنها بود رای ندادند
. و در طول این همه سالیان دراز به مقاومت و مبارزه با این نظام و سیستم ستم گر به شکلهای مختلف مبارزات خود را ادامه داده اند. رژیم بعد از 29 سال تلاش نتوانست جای خود را در میان مردم بلوچ باز کند.



نظام فاشیستی مذهبی از ترفندههای مختلفی استفاده کرده تا مردم بلوچستان را تضعیف بکند و در بین آنها اختلاف بیندازد و از اینطریق به منطقه تسلط داشته باشد. اختلاف انداختن بین طوایف مختلف بلوچ و مسلح کردن آنها و به مبارزه طلبیدن با یکدیگر یکی از ترفندهای موفق این نظام ستم کار و ضد بشر بود که در بلوچستان جان هزاران نفر را گرفت و ضربه ی مهلک از این طریق به مردم وارد کرد. یکی دیگر از کار ها و دست آوردهای این نظام جهل ستم پبشه و نژادپرستانه این بود که اختلاف بین ملایان و روشنفکران و تحصیلکردگان و به اصطلاح خوانین انداخت که باعث تضعیف جنبش مردم شد که نیروی زیادی از طرفین مقابل برعلیه یکدگر بکار رفت.



اما با آگاه شدن مردم بلوچستان از برنامهای شوم جمهوری اسلامی برای منطقه،

دیگر کارتهای مورد استفاده برای بازی و اختلاف اندختن در جامعه بسیار اندک شده یا بطور کلی سوخته است، و در این زمان است که رژیم برای سرکوب و نابودی مردم بلوچ وارد مرحله تازه ای شده بنام امنیتی و شرایط بلوچستان را یک شرایط امنیتی اعلام کرده، چون دیگر مثل سابق قادر نیست از ترفندهای گذشته خود استفاده کند. در این مرحله رژیم به حالت جنون در آمده و کلا مردم بلوچ را کافر و غیر ایرانی حساب می کند و تنها متکی به نیروهای سرکوبگر خود است که وارده بلوچستان کرده همچنین بخشی کوچکی از نیروهای فریبخورد منطقه ای که بخاطر پول و فقر در اختیار این نظام فاشیستی هستنند.



بلوچستان آتش زیر خاکستری بود که شعله کشیده و خاموش کردن آن محال است، چرا که مردم بلوچ به تاریخ و فرهنگ خود آشناینند جوانان و مردم آگاه این سرزمین با خودشان عهد بسته اند تا رهائی از ظلم و ستم و بدست آوردن آزادی وحق حاکمیت ملی راه نبرد را ادامه می دهند و دمی از پا نمی نیشنند.



نیرویهای ویژه ی رهبری بنام مرصاد که خاص برای نابودی و سرکوب مردم بلوچ آموزش دیده اند با کمک مزدورانشان تا بحال هزاران نفر از بهترین فرزندان مردم بلوچ را به خاک و خون کشیده اند و هزاران را در بند و در بدترین وضعیت و زیر شکنجه های قرون وسطی و وحشی و غیر انسانی قرار داده اند. تعرض به ناموس و مال مردم توسط آیتت لله ها حلال اعلام شده و شرایط و عرصه ی زندگی روز مره ی مردم بلوچستان در شرایط بسیار وخامتی قرار دارد. بلوچستان و مردم بلوچ سالهاست در تحریم اقتصادی از طرف حکومت مرکزی قرار دارند، که رشت اقتصاد مردم بلوچ به معنای رشد اقتصاد دشمن حساب می شود و بر همین اساس تمام طرحها و امتیازه های اقتصادی از دست مردم خارج شده و به غیر بلوچها واگذار می شود و رژیم با دادن امتیازات بیش از حد بغیر از مردم بلوچ انها را به بلوچستان می آورد صرفا با هدف به هم زدن منوگرافی و ترکیب جمعیت بلوچستان. با ساختن دانشگاه در بلوچستان تعداد زیادی دانشجو از سرتاسر ایران و افغانستان به بلوچستان وارد کرده و دانش آموزان بلوچ را به بهانهای مختلف از ورود به دانشگاه محروم ساخته است و دانش آموزان و کودکان بلوچ در زیر کپرها در تابستان گرم و زمستان سرد مشغول تحصیل هستنند. اندک بلوچی که به دانشگاه راه پیدا می کند و بعد از پایان تحصیلات مشکل کار برایش ایجاد میکنند چرا کارها و شغلهای دولتی برای شیعه مذهبا و غیر بلوچ رزور شده اند.



وضعیت بهداشت و درمان در منطقه بسیار خراب است و این رژیم هیچگونه توجهی و بهبودی و سرمایه ی در این جهت مصرف نکرده ، چرا که هدفش صرفا نثل کشی مردم بلوچ است و به شکل یک نیروی اشکال گر عمل میکند و گزارشهای حاکی از آن است که خیلی از نوزادان تازه به دنیا آمده را در بیمارستانها از بین می برد، تا جمعیت مردم بلوچ رشد نکند و راحتر بتواند به یکسری از اهداف شوم خود برسد.



رژیم در حال ساختن دیواری به درازای دیوار چین بین بلوچستان غربی و شرقی است تا از این طریق بتواند جلوی رشد اقتصادی و داد و ستد آزاد مردم را بگیرد و آنها را به شکلهای مختلف به خود وابسته بکند. ساختن این دیوار به اصطلاح یکی از طرفندهای امنیتی به حساب می آید و به جامعه بین الملی توجیه کرده که می گوید ما از این طریق جلوی ورود مواد مخدر را به اروپا می گیریم. این دیوار که ملیارده ها تومان مخارج دارد به هیچ عنوان نمی تواند سد یا مانع مبارزات مردم بلوچ بشود ، چرا که مبارزات مردم نه در مرز بلکه در درون شهرها و در قلب دشمن است. اما این دیوار ضربه می زند به اقتصاد بخش بزرگی از مردم بلوچ که معاش خود را از طریق دادستد مرزی می گزرانند و در واقع هدف این سیستم زد انسانی همین می باشد.

تحصیل کردگان و دانشگاهیان بلوچ هم جز اقشاری هستنند که از شغلهای پر در آمد، مدیریت و ریاست در اداره جات و تاثیر گذاری در امور بلوچستان به طورکلی کنار گذاشته شده اند و یا اصلا این تحصیل کردگان استخدام نمی شوند تا عبرتی باشد برای مردم بلوچ که بطرف تحصیل نروند.



تبلیغ شیعه گری و فرستادن آخوند به بلوچستان که مردم را وادارند دست از مذهب خود بکشند و شیعی بشوند و گرنه هیچگونه امکاناتی به آنها تعلق نمی گیرد، و دامن زدن و اختلاف انداختن بین اهل سنت و اهل بیت و بی حرمتی به اعتقادات اهل سنت از کارهای عادی این رژیم است. فریب دادن بخشی از مردم شریف زابل و با دادن مقام و پول و امکانات منطقه در دست معدودی از آنها، تضاد بین بلوچ و زابلی را که از ترفنده های است که دارد در منطقه استفاده می کند. رژیم با تقویت بخشی از مردم شیعه مذهب زابلی و قرار دادن امکانات استان در اختیار آنها، هدف و نقشه اش این است که بلوچ و زابلی را به جان یکدیگر بیندازد و خودش تماشاگر باشد، اما مردم هوشیار بلوچ که از طرفنده های این رژیم آگاهند حساب مردم شریف زابل را با مزدورانی چون دهمرده و شهریاری که با آوردن آخوند بد نام نکونام و خلخالی زمان دست به جنایت در بلوچستان زده اند جدا کرده اند.



زنان بلوچ بخش وسیعی از تحصیلکردگان هستنند که موفقیتهای چشمگیری را در جامعه بوجود آورده اند. جنبش زنان بلوچ در سالهای اخیر از رشد بی سابقه ای برخوردار بوده و در مبارزه همگام با مردان شده اند و در عرصه های مختلف حضور پیدا کرده اند، شرکت فعال در سازمانهای غیر دولتی NGO و کمک به خانوادها و آموزش زبان بلوچی و فعالیتهای حقوق بشری، پاس داشت روز زن، آگاهی بخشی نمونه های از فعالیتهای جنبش زنان پر توان بلوچ است.و این جنبش نقش بسیار مهمی را به عهده دارد که در تغییر تحولاتی بنیادی جامعه اثر پذیر است.



مردم بلوچستان مبارزات خود را به شکلهای مختلف و گوناگون در عرصه های وصیعی ادامه می دهند. راههای مسالمت آمیز و مدنی با کارهای فرهنگی و صنفی و اعتراضات مختلف و نوشتن نامه به مسئولین و اعتراضات مسالمت آمیز ادامه داده اند، اما هر حرکتی و اعتراضی را به خوشنت پاسخ داده اند و راهای اعتراضات مدنی را بطور کلی در بلوچستان بسته اند و فضای آن را کلا امنیتی و نظامی کرده اند و حکومت نظامی اعلام نشده ای امروز در سرتاسر بلوچستان حاکم است و رژیم به نیروهای مذدورش اجازه آتش به هر بلوچی را داده است و بدون اینکه هیچگونه باز خواستی از آنها بشود. کشتار روز انه مردم در خانه شان و کنار خیابان امر عادی شده است، بر همین اساس مبارزات مردم وارد مرحله جدیدی شده است که مبارزان و سرمچاران جوان بلوچ دیگر این همه ظلم و ستم و بی حرمتی را تحمل نمی کنند و دست بر اسلحه برده اند تا با همان زبان که دشمن قسم خورده مردم بلوچ می فهمد جوابش را بدهند. مقاومت مسلحانه در بلوچستان رسم دیرنه دارد و از زمان لشکر کشی رضاخان میر پنج به بلوچستان تا بحال ادامه داشته، اما شرایط امنیتی رژیم باعث پیچیده شدن مبارزات مسلحانه سرمچاران شده، که قادر و توانا هستنند در امنیتی ترین منطقه و به شدت محافظه شده عملیات انجام بدهند و ضربه بزنند به این جنایت کاران و خون اشامان و جغد و شب پرستان. مبارزان و سرمچاران مسلح بلوچ بر خلاف گذشته وارد فاز جدیدی شده اند و توانسته اند خود را به شکلی سازماندهی بکنند که ضربه کمتری متحمل بشوند. در زمانی که در هیچ کجای ایران در شهرها هیچ گروهی قادر به انجم عملیات نیست و این در واقع رشد و توانای نیروهای مسلح بلوچ را نشان می دهد. رژیم زمانی که عاجز هست از ضربه زدن به نیروهای مسلح شروع کرده به اعدام و کشتار مردم عادی. تا از این طریق مبارزان را وادار بکند که دست از مبارزه بردارند و تسلیم شوند، و گوش بفر مان رژیم ستم کار شوند که این یک امر محال است.



رشد مبارزات سرتاسر مردم ایران از جمله ملیتهای تحت ستم و اتحاد بین آنها عرصه ی زنده ماندن و تداوم یافتن رژیم فاشیستی آخوندی را به تنگ آورده، شدت گرفتن مبارزات مردم عرب اهواز و آغاز بار دیگر مبارزات مسلحانه در کردستان و مقاومت و شدت بخشیدن مبارزات مردم ترکمن و آذربایجان در مقابل تعرضات سیستم نژاد پرستی حاکم و این همه ایستادگی دال بر این است که این نظام رو به پروپاشی است و سربازان امام زمان دیگر قادر به نجات آن نیستنند. و از طرفی دیگر خراب شدن وضعیت مردم ، فساد و رانت خواری و تسلط خودیها بر مسند قدرت اقتصادی و سیاسی عرصه ی زندگی را برای عموم مردم ایران تنگ کرده و بحالت انفجاری کشانده است.رژیم آخوندی که اساس زنده ماندنش با بحران و سرکوب است و برای اینکه چند روزی به زندگی نکبت بار خود بیفزاید با تنش و بحران بر سر مسئله اتمی با جامعه بین الملی در افتاده تا سرپوشی باشد برای سرکوب در داخل و عجز و ناتوانی خود را از حل مسائل مردم بدور دارد. تا جایکه امکان هست این بحران را ادامه می دهد و خیزشهای مردمی به شدت سرکوب می کند. چرا که آخونده ها بخوبی آگاهند با پایان بحران اتمی شورشهای داخلی قابل کنترل نخواهد بود، و تحریمهای سازمان امنیت را نعمت خوبی برای خود می داند، که همانطور خمینی دجال هم گفت جنگ با عراق یک نعمت الاهی بود برای ما و اتمام جنگ را به مثابه نوشیدن ذهر تشبیح کرد.



تضادهای رژیم آخوندی مبلغ شیعه با کشورهای عربی رو به افزایش است و دخالت رژیم ارث بر صفوی در امور داخلی کشورها عربی کاملا آشکار است. و تبلیغ عرب ستیزی و دامن زدن به مسئله شیعی و سنی و وادار کردن شعیهای عرب به شورش و کمک مالی و تسلیهاتی به آنها ، شرایط جدیدی را بر علیه ایران فراهم کرده که این کشورها ایران را بعنوان یک تهدبد بلقوه برای منطقه بحساب می آورند که باعث بی ثباتی کل خاورمیانه شده است. از این جهت تشکیل جبهه عربی بر علیه ایران برای مقابله با زیاده رویه های آن یک امر ختمی است. وجود نیروهای آمریکا و کشورهای غربی در منطقه خلیج فارس و عراق و افقانستان حساسیت این رژیم را دو چندان کرده است و احتمال تنش بر خورد با این نیروها هم وجود دارد.

بنابر این مردم بلوچستان آمادگی خود را از لحاظ سازمان یافتگی برای گرفتن حاکمیت بلوچستان در صورت ریزش این رژیم در اثر فشارهای درونی و بیرونی آماده بکنند تا بار دیگر فرصت و موقعیت بوجود آمده از دست نرود و ما به نسلهای آینند بدهکار نشویم.


گوهرام بلوچ 

دربلوچستان چه می گذرد؟



جمهوری اسلامی ایران که سیستمی خود ساخته وبه دوراز تمامی موازین رایج بین المللی به حیات ننگین خویش ادامه میدهد، ازهمان ابتدای روی کارآمدنش به دسیسه بازی برعلیه ملت بلوچ وسایرملل دربند ایران پرداخت.



سیاست دراقلیت قراردادن مردم بلوچ درسرزمین آبا واجدادیش، بلوچستان طراحی وبمورد اجرا گذاشته شد. دراکثرشهرهای بلوچستان، اقدام به خانه سازی کردند و به نیروهای غیربلوچ سپردند که از مناطق عمدتاً مرکزی ایران، آورده میشدند. این افراد ازامکانات ویژه ای برخوردارمیگشتند تا بدینوسیله بتوانند نقش مهره ای سرسپرده در نابودی مردم بلوچ را بازی کنند.



کارمندان بلوچ ازاداره جات دولتی پاکسازی شدند. دانشجویان ودانش آموزان بلوچ دستگیر، شکنجه واعدام گشتند. مولوی های معترض ومخالف رژیم ناجوانمرانه ترورشدند و هزاران نفراز تحصیلکردگان وروشنفکران بلوچ، ازوحشت جلادان حاکم، ترک وطن کردند.



همه روزه درگوشه وکنارسرزمین پهناورمان بلوچستان، مردم عادی را به بهانه های واهی اعدام وگلوله باران میکردند تا شاید به هدف شوم پاکسازی بلوچستان ازملت بلوچ برسند. سردمداران رژیم تهران دربلوچستان، با دو دشمن نیرومند مواجه بودند. یکی بلوچ ملی با تمامی ویژگیهای زبانی ـ فرهنگی وتاریخیش، ودیگری بلوچ اهل تسنن.



مذهب تشیع که پس ازدوران صفویه، برای اولین باربه شیوه ای نوین حکومت را درایران تصاحب کرده است، با پشتوانه درآمد هنگفت نفت وبه تبع آن اسلحه ای که ازاینطریق تهیه میشود، یکه تازمنقطه است وازلابلای اراجییف آخوندهای حکومتی چنین برمی آید که قصد جهانی شدن مذهب تشیع را نیزدرسرمی پرورانند.



احمدی نژاد رئیس جمهوروقت رژیم تهران، خطرناکترین جناح مذهب تشیع را نمایندگی میکند. پس ازقدرت گیری اوست که تمام پرده های گاهاً ریا وتزویر برادری شیعه وسنی به کنارگذاشته شده وبا سپردن کلیه اختیارات بلوچستان به زابلیهای متعصب وضد بلوچ، عملاً جنگی آشکاربرعلیه مردم ستمکشیده بلوچ آغازمیگردد. دیگرازاقدامات طولانی مدت خبری نیست. آنها به دست هرجنایتکاری، صرفاً بخاطرضد بلوچ و ضد سنی بودن اسلحه دادند تا هرفردی را که خواستند، بقتل رسانده ویا دستگیروروانه سیاهچالها کنند.

اعزام ابراهیم نکونام به بلوچستان برچنین پایه ای استواربود. نکونام وهمپالکیهای زابلیش، دهمرده ـ شهریاری، هزاران جوان ونوجوان بلوچ را چه دربلوچستان وچه درسایرشهرهای ایران حلق آویزویا تیرباران کردند و دهها هزارنفر دیگردرزندانهای رژیم وحشیانه شکنجه میشوند.



توهین به باورهای اهل سنت که قبلاً درمحافل خصوصی ویا درشهرهای مرکزی ایران جریان داشت، هم اینک دربلوچستان بطورآشکار ادامه دارد و رژیم حاکم با دست زدن به چنین اقداماتی میخواهد کشتارمردم بلوچ را گسترده ترسازد. برهمگان آشکاراست که بلوچها به مذهب خویش پایبندند واهانت به مقدسات مذهبی را تحمل نخواهند کرد. اعتراضات مردمی گسترش خواهند یافت ورژیم تا دندان مسلح آخوندی که تشنه خون بلوچ وسنی است، قتل عام خواهد کرد.



اینجاست که نیروهای سیاسی ومبارزبلوچ، چه آنانی که مبارزه سیاسی میکنند وچه کسانی که درگیرمبارزه سیاسی هستند، ازدوستان، همسایگان، وسایرنهادهای بین المللی طلب مساعدت نمایند. روحانیت بلوچ نیزکه تاکنون وبنا به مصلحت، دراینرابطه سکوت کرده است، بپا خیزد وتمامی ارتباطات پیرامون را به یاری طلبیده و ملت بلوچ را ازشراین دیوصفتان وخون آشامان نجات دهند.



امیربلوچ




زلزله در بلوچستان فنوج و توابع ان را لرزاند



زلزله ۴/۵ درجه ریشتر دیشب و امروزدر بلوچستان  شهر فنوج از توابع شهرستان نیکشهر را لرزاند اما خوشبختانه خسارتی در بر نداشت



اولين وزير خارجه زن در پاكستان





يك زن براي اولين بار در تاريخ پاكستان وزير خارجه اين كشور شد. او كه حنا رباني كهر نام دارد و ۳۴ ساله است، جوان‌ترين عضو كابينه پاكستان به شمار مي‌رود. رباني اهل پنجاب و عضو فراكسيون حزب مردم در مجلس ملي پاكستان است.




حنا رباني پس از بركناري شاه محمود قريشي، وزير امور خارجه پيشين پاكستان در ماه فوريه سال ۲۰۱۱ به سرپرستي وزارت‌خارجه پاكستان رسيده بود و انتصاب وي به پيشنهاد يوسف رضا گيلاني نخست وزير پاكستان صورت گرفت.


ناظران سياسي مي‌گويند كه مبرم‌ترين وظيفه خانم رباني پس از عهده‌دار شدن پست وزارت خارجه، كاهش انزواي فزاينده كشورش در سطح جهاني است. بسياري دولت‌ها از جمله دولت آمريكا، پاكستان را متهم به كم‌كاري و بي‌تدبيري در كارزار بين‌المللي ضد تروريسم مي‌كنند. از جمله انتقادها به دولت پاكستان آن است كه رهبر شبكه تروريستي القاعده توانست چند سال در اين كشور به سر برد و به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد.


تنش‌زدايي و تثبيت مناسبات حسنه ميان هند و پاكستان نيز از ديگر وظايف دشوار خانم رباني قلمداد مي‌شود. وي قرار است در هفته جاري، نخستين سفر خارجي خود را در مقام جديد انجام دهد. مقصد اين سفر اندونزي خواهد بود.


انتظار مي‌رود حنا رباني در اجلاس منطقه‌اي آسه‌آن در اندونزي با هيلاري كلينتون همتاي آمريكايي خود نيز ملاقات كند.


زنان در جامعه سنتي و محافظه‌كار پاكستان به ندرت به مدارج عالي در ميدان سياست دست مي‌يابند. نامدارترين سياستمدار زن در اين كشور، بي‌نظير بوتو بود كه در سال ۲۰۰۷ و در آستانه انتخابات مجلس اين كشور ترور شد.


قاضيی پور تأكيد كرد كه در وضعيت كنوني به صلاح نيست كه نام واحد پول كشور تغيير كند و پول رايج كشور به اسم يك قوم خاص چاپ شود.



قاضيی پور تأكيد كرد كه در وضعيت كنوني به صلاح نيست كه نام واحد پول كشور تغيير كند و پول رايج كشور به اسم يك قوم خاص چاپ شود

.به گزارش قشم دیلی به نقل از فارس، نادر قاضی پور نماينده مردم اروميه در مجلس شوراي اسلامي امروز (چهارشنبه) طي تذكري آئين‌نامه‌اي در صحن علني مجلس خطاب به وزراي اقتصاد و دارايي، بازرگاني و جهاد كشاورزي خواستار پرداخت مبلغ بهاي گندم خريداري شده از كشاورزان شد.

وي در تذكري ديگر به تغيير نام واحد پول كشور اشاره كرد و گفت: ايران اسلامي با قوميت‌هاي مختلف زير پرچم اسلام زندگي مي‌كند، بر اين اساس هرگونه اختلاف بين قوميت‌ها در واقع درخواست آمريكا و انگليس است.

قاضي‌پور تأكيد كرد كه در وضعيت كنوني به صلاح نيست كه نام واحد پول كشور تغيير كند و پول رايج كشور به اسم يك قوم خاص چاپ شود.

۱۵۰ نوجوان دختر عضو حزب‌الله لبنان وارد قم شدند / عکس از لبنان و فقر در بلوچستان



ایرنا ـ مديركانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان قم از ورود 150 نفر از نوجوانان دختر عضو جمعيت پيشاهنگي' كشافة المهدي'حزب الله لبنان به قم، بمنظور زيارت حرم حضرت معصومه و مسجد جمكران خبر داد

.



به گزارش ايرنا،'محمد مخلصي'روز چهارشنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: اين جمعيت در پي انعقاد تفاهمنامه فرهنگي بين كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كشور و جمعيت پيشاهنگي كشافة المهدي حزب الله لبنان، امروز وارد قم شدند.



وي هدف اين تفاهمنامه را تقويت مباني اعتقادي مشترك، ترويج ادبيات پايداري و مقاومت و تقويت فرهنگ انقلابي و ديني نوجوانان و جوانان مسلمان دو كشور دانست.

مخلصي افزود:با توجه به عشق و ارادتي كه جمعيت حزب الله لبنان به آرمانها و اهداف مقدس ايران اسلامي دارند اين تفاهمنامه فرهنگي منعقد شد.




بلوچستان 





وي از برگزاري اردوي پسران اين جمعيت پس از ماه مبارك رمضان خبر داد و افزود: گروه هاي فرهنگي ايراني نيز در قالب اردوهايي در گذشته به اين كشور اعزام شده اند و اين اعزامها ادامه خواهد داشت.





ما در کجای یین جهان قرار داریم ؟



شما بوجه های که از سبز و سفید دریافت می کنید خود تان قربانی فارس ها کنید اما جوانان بلوچ را قربان نکنید ::میر اسکانی



شما بلوچهای بلوچستان از پشتیبانی سبز و سفید آینده رژیم فارس که دولت و ملت آن دشمن اهل سنت است و فحاشی به یاران رسول الله می کنند چند تا جوان بلوچ از دست داده اید

. چرا آئین سبز و سفید رژیم آینده به جوانان بلوچستان پنهان می کنید و کلاه بر سر شان می گذارید. چرا فرهنگ جوانان بلوچ از بین برده اید و گمراه شان کرده اید. شما غمخواران بلوچ و بلوچستان چند بار تظاهرات کرده اید برای حقوق بشر بلوچستان و چرا برای سبز و سفید دارید تظاهرات می کنید آیا شما دفاع از بلوچستان می کنید یا فقط بنفع ملت فارس که دشمن اهل سنت است. پس این همه را که کسی دانا و روشنفکر است چه بداند. آیا مولوی عبدالله ملازاده نتوانست که همچنین تظاهراتی یا تبلیغاتی کند که ملت بلوچ را بی فایده بکشتار دهد. اگر چشمان شما از سوی سبز و سفید بسته است یک نگاهی به بلوچستان شرقی بکنید که دارند چه کار می کنند آیا تظاهرات برای دولت پاکستان می کنند یا برای خود شان آن درست است که شهید می شوند و بدار کشیده می شوند ولی برای وطن و مردانگی شان اما شما بلوچهای غربی هم از توسط دولت کشته وبدار کشیده می شوید ولی برای ملت فارس و نامردانگی نه به وطن تان بدار کشیده می شوید غیر ار بعضی که کار به سبز و سفید ندارند و در فکر بلوچستان هستند اگر دست شان نمی رسد خاموش نشته اند. و شما بوجه های که از سبز و سفید دریافت می کنید خود تان قربانی فارس ها کنید اما جوانان بلوچ را قربان نکنید غیر از اینصورت هیچ بلوچی حاضر به کمک سبز و سفید ایران نیست.

میر اسکانی